عبد الله احمديه
7
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
و مشايعت من تا سر پلهها ، آن پول را با مقدارى وجه ديگر كه از جيب خود درآورده بود به من داد و برايم آرزوى عاقبت خوب و موفقيت در خدمت بمردم نمود . دكتر احمديه عادت داشت كه در پايان هر معاينه و مداوا وضع بيمار و اثر درمانهاى انجام شده بر روى او را در دفترچهاى بنويسد و هر شب در منزل مشاهدات روزمره و يادداشتهاى خود را مرور كرده و نكات جالب و آموزنده آن را جداگانه در جزوات مختلف كه هر جزوه مربوط به يك مبحث از طب بود بنگارد ، حاصل جمعآورى اين يادداشتها چند كتاب بزرگ است كه فقط جلد نخست يكى از آنها بنام " راز درمان و نيز كتاب ديگرى بنام " درمان رماتيسم ، نقرس و سياتيك " كه تفسيرى بر نظرات ابن سيناست در زمان حيات آن شادروان به چاپ رسيد . در كتاب " راز درمان " دكتر احمديه دست به ابتكار جالبى زده است و آن نگارش شرح حال بيمار به قلم خود آنهاست كه اغلب با بيان ساده و گاهى با عباراتى فاضلانه به شرح دردها و رنجها و نااميدىهاى خود پرداخته و ملتمسانه تمناى درمان و پايان بخشيدن به آلام خود را نمودهاند . از خلال اين شرححالها خواننده تا حدى به وضع اجتماعى و كسب و كار طبقه محروم آن روزگار كه بيشترين بيماران دكتر احمديه از آنان بود پى مىبرد . از نظر پزشكى نكته مهمى كه خواننده درمىيابد آنست كه درمانهاى دكتر احمديه " معالجات اساسى " است و درمانهاى علامتى كه معمولا به منظور رضايت بيمار و كسانش و جلب توجه آنان صورت مىگيرد كمتر مورد نظر بوده است . بهمينجهت اگر بيمارى در دوره اوليه درمان خود از بىتوجهى دكتر احمديه بشدت آلام خويش شكايت داشت بتدريج اظهار شكايت او به رضايت تبديل شده و در پايان با تشكر فراوان همراه مىشد . در همه دورهء طبابت دكتر احمديه هيچگاه ، هيچ بيمارى نه تنها شكايت اساسى از بىتوجهى يا بىمبالاتى يا سهلانگارى او نكرد بلكه هميشه با تحسين و رضايت و دعا و ثناى بيماران و اطرافيانش روبرو بود . سبك اصلى دكتر احمديه در درمان روش طبى جديد بود و چنان كه از متن كتاب حاضر برمىآيد وى تنها وقتى متوسل به طب قديم مىگرديد كه بيمار از روشهاى درمان جديد نتيجه نمىگرفت . بر خلاف تصور كسانى كه آن شادروان را فقط متخصص در گياهدرمانى و پزشكى سنتى مىدانند دكتر احمديه بيماران خود را با طب جديد كه در مدرسه طب دار الفنون زير نظر استادان بزرگ ايرانى و فرانسوى آموخته بود درمان مىنمود . وى مدتى در ارتش با درجه ماژورى خدمت كرد و رياست بخش را در بيمارستان احمديه كه بجايش در حال حاضر بيمارستان سينا برپاست به عهده داشت . سپس به وزارت بهدارى منتقل شد و براى رسيدگى و سرپرستى امور بهداشتى و قرنطينه مدتى در بندر انزلى مشغول خدمت بود . در دانشكده